تبليغاتX
سی گال

 

صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم می دیدم

کاشکی دوباره چشمامو رو هم می ذاشتم می دیدم

صدام نکن که توی خواب دنیا برام قشنگ تره

نه انتظار نه خاطره می بینمش  گناه داره ؟

صدام نکن اینجا دیگه کاری ندارم که پاشم

مونده دلیلی دوباره؟بیدار بشم زجر بکشم؟

صدام نکن چشمای من از خستگی شاکی شده

چقدر به در خشک بمونه یا به دیوار خیره بشه؟

صدام نکن که جز چشام گریه هام هم خسته شده

این بغض حریص تر از اونه گریه کنم تموم بشه

صدام نکن که این شبا خوابیدن هم غنیمته

می خوام همش خواب ببینم خواب دیدن هم مصیبته

صدام نکن داره میاد انگار تو خواب غریبه نیست

خوش قول شده  زود اومده  عاشق بی وفایی نیست

صدام نکن بیبن چقدر قشنگ داره میاد پیشم

 اگر بیدار بشم بازم خنده هاشو من می بینم؟؟

صدام نکن بذار که خوب صورتشو نگاه کنم

دسته گل تو دستشو ازش بگیرم بو کنم

صدام نکن صدام نکن  صداشو خیلی دوست دارم

می خواد برام قصه بگه سر روی شونش بذارم

صدام نکن بسه دیگه خوابمو داری می بری

به جز گلایه و فریب برام چی داری بیاری؟

صدام نکن بذار دیگه چشمای من بسته باشه

یه صبحی از خواب پاشم و چشام تو چشماش وابشه

صدام نکن اگه نشد نه نمی خوام زنده باشم

یا اون بیاد صدام کنه یا دیگه اینجا نباشم

صدام نکن چی کار کنم دست از سر من برداری؟

من توی رویام بمونم اصلا مگه کار نداری؟

صدام نکن خیال من بهتره از دنیای تو

تو این خیال هرکی میاد نمی گه از پیشم برو

صدام نکن خوب می دونم چند روزه که به قول تو حروم شده

چی میشه من اینجا تو این خواب بمونم دنیا مگه تموم شده؟

صدام نکن صدام نکن بازم دوباره اومدش

این بار دیگه اومده که باهاش برم پیش خودش

صدام نکن می خواد بگه چقدر واسش عزیز شدم

باز چشاش هم داره میگه از بی تو بودن سیر شدم

صدام نکن بذار درست تو چشم اون نگاه کنم

یا چشم اون عاشق شده یا من اشتباه می بینم

صدام نکن میخوام بگم اون نبود و چی به سر من اومدش

می خوام بگم بدون اون دنیا سرم خراب شدش

صدام نکن صدام نکن اون توی خواب ها بهتره

کاشکی از اول توی خواب می دیدمش یه جور دیگه

صدام نکن بذار شاید اینطوری بهترم شده

من خوبیاشو می بینم اینطور عزیزترم شده

صدام نکن وقتی میری دوباره این دنیا میره

هر بار میای بیدار میشم به سختی باز خوابم میره

صدام نکن چند وقت یه بار خودم همش بیدار میشم

نگاه به ساعت می کنم میگم پاشم چی کار کنم؟

صدام نکن چی کار دارم دنیا پر از مجنون شده

عاشق بازم تنها شده یا به وصالش رسیده

صدام نکن باز نمی خوام به دنیا اعتماد کنم

عشقاش برام بی ارزشه کاری به لیلا ندارم

صدام نکن چی کار کنم اون داره عاشق میشه باز

یا باز به من فکر میکنه شدم براش مثل یه راز

صدام نکن که از صدات دیگه داره بدم میاد

هی پامیشم میگم برو باز میای و اون نمیاد

صدام نکن صدام نکن بذار تو خوابم بمونم

دنیای من تموم شده آخرشم خوب می دونم...

                                 شعر از خودم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 1:18 توسط کیمیا |

می گن همین روزا میاد می گن اومدنش خیلی نزدیکه . با شنیدن همه این حرفا هم خوشحال میشم هم می ترسم .نکنه که بیاد و من با این همه اشتیاق از گناههام شرم کنم و روی دینش رو نداشته باشم .می گن اگه همه وقتی دارن توی دلشون با آقا صحبت می کنن بجای خواستن حاجت هاشون دعا برای ظهور بکنن زودتر میاد .(اللهم عجل لولیک الفرج)

یک شعر از نجمه زارع به نام : غروب جمعه


دنيا به دور شهر تو ديوار بسته است
هر جمعه، راه سمت تو انگار بسته است
كِي عيد مي رسد كه تكاني دهم به خويش
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
از تو هميشه حرف زدن، كار مشكلي است
در مي زنيم و خانه ی گفتار بسته است
بايد به دست شعر نمي دادم عشق را
حتا زبان ساده ی اشعار بسته است
وقتي غروب جمعه رسد بي تو، آفتاب
انگار بر گلوي خودش تار بسته است

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 23:48 توسط کیمیا |