تبليغاتX
سی گال
 

 

کاغذی که ندارم از تو بنویسم

چندیست.....

          با قلمم حرف می زنم!!

.

.

.

.

امروز صبح به قلمم گفتم

یاد بگیرد

به تمنای کاغذ بها ندهد

که جوهرش را می گیرد

خشکش می کند

و سینه ی افتخارش را ستبر!!!

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:0 توسط کیمیا |